انتشار : 1401/11/05
خبرگزاری میراث آریا: ایران مهد تمدن و اشاعه فرهنگی غنی است، فرهنگی که پیشینه هزاران ساله اش از مرزها نیز عبور کرده است. شاعران و ادبای بزرگی از قرن سوم هجری در ایران زیست کرده اند که یکی از آنها نیز ابوالقاسم فردوسی است. شاعری بزرگ که شاهنامه یکی از مهم ترین و ویژه ترین آثار او در طول حیاتش به شمار می رود. امروز ۱ بهمن به مناسبت زادرور این شاعر ایرانی مروری بر زندگی شخصی، شاعری، شکل گیری شاهنامه و درگذشت او خواهیم داشت.
**فردوسی که بود و چگونه شاعر شد؟
«ابوالقاسم حسن پور علی توسی»، معروف به ابوالقاسم فردوسی طوسی، حماسه سرای بزرگ سرزمین ایران و از شاعران بزرگ قرن چهار هجری قمری است. تخلص فردوسی از این رو به وی داده شده است که سلطان محمود غزنوی معتقد بوده فردوسی مردی است که از بهشت آمده است. او در سال ۳۲۹ هجری قمری، در روستای پاژ در شهرستان طوس در خراسان دیده به جهان گشود و کودکی اش را در زمان سامانیان سپری کرد. آن زمان پادشاهان سامانی دوستدار شعر فارسی بودند و فردوسی در روزگار و شهری میزیست که داستانهای کهن ایرانی مورد علاقه همگان بود.
** پیشه شاعر بزرگ ایرانی چه بود؟
فردوسی دهقان و دهقانزاده بود. درباره دوران کودکی و جوانی او اطلاعات زیادی در دسترس نیست و فقط آمده است که او در دوران کودکی و نوجوانی علاقه بسیاری به شعر و شاعری و اندیشه و تفکر در شعرها داشت و سرمایه خوبی را برای خود جمع کرده بود. او به داستان ها و افسانه های قدیمی ایرانی علاقه بیشتری پیدا کرده بود، تا جایی که تصمیم به نوشتن مجموعهای عظیم از داستانهای اساطیری ایرانیان گرفت.
در طول سالهای بعد، پس از اتمام ثروت فردوسی، تنی چند از بزرگان خراسان، فردوسی را برای به پایان رساندن کتابش یاری کردند؛ اما پس از دوره سامانیان، غزنویان از فردوسی حمایت نکردند. با استناد به منابع تاریخی، شالوده شاهنامه در ذهن فردوسی با پیروی از شاهنامه ابومنصوری شکل گرفته است.
**شاهنامه چطور شاهنامه شد؟
شاهنامه فردوسی پرآوازهترین سروده فردوسی و یکی از بزرگترین نوشتههای ادبیات کهن فارسی است که به بسیاری از زبان های زنده جهان ترجمه شده است. فردوسی شاهنامه را در ۳۸۴ ه.ق تمام کرد و در ۲۵ اسفند ۴۰۰ ه.ق ، در ۷۱ سالگی ، تحریر دوم را به انجام رساند و در مجموع نوشتن شاهنامه ۳۰ سال به طول انجامید.
فردوسی در شاهنامه، فرهنگ ایران پیش از اسلام را با فرهنگ ایران پس از اسلام پیوند داده است. او در سرودن شاهنامه از آیینهای ایران باستان مانند زروانی، مهرپرستی و مزدیسنا تاثیر گرفته است.
نامورترین دیگر سروده های فردوسی به صورت مثنوی به نام یوسف و زلیخا و هجونامهای در نکوهش سلطان محمود غزنوی است و این شاعر از سی سالگی خود شروع به سرودن شاهنامه کرد و از میان داستانهایی که در زمان جوانی اش گفته است، میتوان به داستانهای «چند پادشاهی نخست» در شاهنامه، «بیژن و منیژه»، «رستم و اسفندیار»، «رستم و سهراب»، «داستان اَکوان دیو» و «داستان سیاوش» اشاره کرد.
او سرانجام شاهنامه را در سال ۳۸۴ ه.ق، سه سال پیش از برتختنشستن محمود، بهپایان رساند. این ویرایش نخستین شاهنامه بود و فردوسی نزدیک به شانزده سال دیگر، کوشید. این سالها همزمان با برافتادن سامانیان و برآمدن سلطان محمود غزنوی بود. فردوسی در سال ۳۹۴ ه.ق در شصت و پنج سالگی بر آن شد که شاهنامه را به سلطان محمود پیشکش کند و به همین دلیل دوباره شاهنامه را ویرایش کرد. او در ویرایش دوم، بخشهای مربوط به پادشاهی ساسانیان را کامل کرد. پایان ویرایش دوم شاهنامه در ۲۵ اسفند سال ۴۰۰ ه.ق در ۷۱ سالگی فردوسی بوده است.
** اهمیت شاهنامه در چیست؟/ نامی که فردوسی انتخاب نکرد!
شاید بسیاری بر این باور باشند که شاهنامه به دلیل وجه ادبی که دارد اثری مهم تلقی می شود اما اینطور نیست و میتوان این اثر را شناسنامهای مکتوب از اجداد ایرانیان نامید. با مطالعه عمیق در شاهنامه به غنای فرهنگ و تمدن در ایران باستان می رسیم. اما نکته مهم تر این است که حتی نام شاهنامه را شخص فردوسی بر این کتاب نگذاشته است و بهدلیل شرح مفصل از پادشاهان دورههای مختلف در این کتاب، این نام را پس از مرگ فردوسی بر کتابش گذاشتند.
درون مایه شاهنامه بر اساس آزادخواهی و آزادگی مردم ایران است. پهلوانان شاهنامه مانند فریدون، سیاوش، کیخسرو، رستم، گودرز ، کاوه، سهراب، اسفندیار و افراسیاب نیز، در جنگ دائمی برای مطالبه آزادی و آزادگی هستند. فردوسی پیرو دین اسلام بود و به پیامبر اسلام (ص) و امامان شیعه عشق میورزید و بخشهایی از شاهنامه را در مدح و ستایش آنها سروده است.
** شاهنامه چند بخش دارد؟
شاهنامه سه بخش کلی دارد که سه دوره اساطیری، پهلوانی و تاریخی را شامل میشود و حکیم توس تاریخ ایران باستان از زمان آغاز تمدن ایرانیان تا انقراض حکومت ساسانیان توسط اعراب را در شاهنامه به تصویر میکشد. در شاهنامه، قهرمانان ملی و پهلوانان اساطیری در مقابل ناراستی قد علم میکنند و دست مایه این ایستادگی عقل و خرد است. انسانهای نیک در اثر فردوسی هرگز در برابر ستمگری سر خم نمیکنند و از فدا شدن هم نمی ترسند. مقاومت کاوه آهنگر در مقابل ضحاک، ستیز سیاوش در برابر سودابه، نبرد رستم و سهراب، تقابل اسفندیار و سیاوش و داستان زال و رودابه، چند نمونه از مهم ترین داستان های شاهنامه به شمار می روند.
** جایگاه فردوسی در فیلمها و آثار نمایشی
عبدالحسین سپنتا، فیلم فردوسی را در سال ۱۳۱۳ ساخت و در آن زندگی فردوسی را از نگاه خود به تصویر کشید که یکی از اولین نمونههای افسانهپردازی تصویری از زندگی فردوسی است. پیش از او علی نصر در سال ۱۳۰۰ نمایشنامه فردوسی را تنظیم کرده بود. بهرام بیضایی در فیلمنامهٔ دیباچهٔ نوین شاهنامه (۱۳۶۵) فردوسی را غریبهای خشمگین از زمانه نشان داده که برای زنده کردن میراث ایران کهن، دارایی خود را باخته و جز تهمت و دشنامش ندادهاند.
** ازدواج و فرزندان
هنوز اطلاعات شخصی این شاعر در دسترس نیست اما طبق شنیده ها پژوهشگرانی چون حبیب یغمایی، محمدتقی بهار و ذبیحالله صفا، زنی را که در آغاز داستان «بیژن و منیژه» نام برده شده، همسر فردوسی دانستهاند. اگر این گمان درست باشد، احتمالاً او زنی فرهیخته بوده، که توانایی چنگنوازی داشتهاست و مانند خود فردوسی از خانوادهای دهقاننژاد بوده است.
پسر او در سال ۳۵۹ ه.ق متولد شد و در سال ۳۹۶ ه.ق در ۳۷ سالگی و زمانی که فردوسی ۶۷ ساله بوده، درگذشت. فردوسی از پیشیگرفتن پسر بر پدر گله کرده و از خداوند خواستار آمرزش فرزندش میشود. از فردوسی تنها یک دختر بهجای ماند و فردوسی پاداش شاهنامه را برای کابین او میخواست. پس از مرگ فردوسی دختر پاداش را نپذیرفت و آن پاداش برای بهبود کاروانسرای چاهه خرج شد.
** کدام شاعران تحت تاثیر فردوسی بودند؟
آثار تاثیرگذار نظامی با الگوبرداری از شاهنامه فردوسی سروده و نگاشته شدهاند؛ به همین دلیل منبعی مناسب برای شناخت هرچه بیشتر فردوسی هستند. آنچه که در مورد فردوسی برای همه مردم ایران و جهان آشکار است، جایگاه والا و تاثیرگذار این شاعر، در فرهنگ و ادب فارسی است. در تقویم ملی ایران روز ۲۵ اردیبهشت ماه (۱۴ می) را به نام این شاعر نامگذاری کردهاند و مصادف با این روز، جشنهای متفاوتی درمجموعههای فرهنگی در سراسر ایران برگزار میشود. این روز، روز جهانی فردوسی نیز هست.
** درگذشت و محل دفن پرماجرای فردوسی
فردوسی در سال ۴۱۱ هجری قمری از دنیا رفت. از دفن فردوسی در قبرستان توس ممانعت شد. زیرا در آن زمان دفن مسلمانان شیعه را در این قبرستان ممنوع کرده بودند.
مرگ او در دورانی سخت و در شرایط نا به سامان مالی بوده و بنا به روایتهای به جا مانده از نظامی گنجوی، مرگ فردوسی همزمان با تصمیم سلطان محمود غزنوی به دلجویی از فردوسی و پرداخت پاداش بابت سرودن شاهنامه، به او بوده است.
به ناچار فردوسی را در باغِ خودش درون شهر تابران طوس، نزدیک به دروازه شرقی رزان بهخاک سپردند. آرامگاه او زیارتگاه اهل دانش و معرفت بود و با آنکه بارها آن را با خاک یکسان کردند، از نو ساخته میشد. خبری نه چندان درست ساختن اولین بنا بر گور فردوسی را به سپهدار طوس در زمان فردوسی، یعنی ارسلان جاذب نسبت داده، که یاد او در دیباچهٔ شاهنامه آمدهاست.
پس از آن عُبِیْدُالله خان اُزبک (میان ۹۳۱ تا ۹۳۷ ه.ق) بنا به تعصبی که ضد شیعیان داشت، دستور ویرانی آرامگاه فردوسی را داد و در روزگار پادشاهان صفوی با توجه به آبادانی مشهد و پیرامون آن، آرامگاه خرابه دوباره ساخته شد.
آرامگاه فردوسی بین سالهای ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۳ به دستور رضاشاه بازسازی شد. این مقبره ابتدا توسط آندره گدار پایه ریزی شده و تا پله دوم نیز اجرا شد. طرحی که وی در نظر گرفته بود هرمی چون اهرام مصر بودهاست. این طرح مورد قبول ذکاءالملک فروغی رئیس انجمن آثار ملی قرار نگرفت و قرار شد یک معمار ایرانی با طرحی ملی آن را تکمیل کند.
حسین لرزاده مأمور طراحی و ساخت مقبره حکیم فردوسی شد و طی هجده ماه طرح را اجرا و کار را تا جشن هزاره فردوسی را به پایان رساند. از آنجا که فردوسی شاعری شیعه مذهب است، لرزاده در بالای قبر یک چهار کاسه به نشانه ارکان اربعه شیعه اجرا کرده بود که بعدها در تعمیرات بقعه این بخش از کار تخریب شد. در دهه ۳۰ شمسی هوشنگ سیحون این بنا را استحکام داد.